1166) سوره همزه (104) آیه 2 الَّذی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ (2.
در منابع اهل سنت هم روایات نبوی متعددی درباره گردآوری اموال آمده است از جمله:
8) از رسول الله ص روایت شده که فرمودند:
کسی که مال حرامی را گردآورد و با آن صدقه بدهد پاداشی نخواهد نداشت و گناهش هم گریبانگیر وی خواهد بود.
صحیح ابن حبان ، ج1، ص253؛ المستدرک على الصحیحین، ج1، ص548[1]
أَخبَرنا ابْنُ سَلْمٍ، حَدثنا حَرْمَلَةُ بْنُ یَحْیَى، حَدثنا ابْنُ وَهْبٍ، قَالَ: سَمِعْتُ عَمْرَو بْنَ الْحَارِثِ، یَقُولُ: حَدَّثَنِی دَرَّاجٌ أَبُو السَّمْحِ، عَنِ ابْنِ حُجَیْرَةَ، عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ رضی الله عنه، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ ص:
مَنْ جَمَعَ مَالاً حَرَامًا ثُمَّ تَصَدَّقَ بِهِ لَمْ یَکُنْ لَهُ فِیهِ أَجْرٌ، وَکَانَ إِصْرُهُ عَلَیْهِ.
9) از رسول الله ص روایت شده که فرمودند:
کسی که از راه گناه مالی گردآورد و با آن صله رحم انجام دهد یا صدقه بدهد یا در مسیر جهاد در راه خدا خرج کند همه آنها جمع شود و با آن به جهنم درافکنده شود.
جزء من حدیث النعالی، ص71
حَدَّثَنَا أَبُو الْفَرَحِ الْقَاسِمُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَمَّالُ، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ الأَشْنَانِیُّ، ثنا أَحْمَدُ بْنُ حَنْبَلٍ، ثنا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، ثنا مَعْمَرٌ، عَنِ الزُّهْرِیِّ، عَنْ سَالِمٍ، عَنْ أَبِیهِ، عَنِ النَّبِیِّ ص، قَالَ:
مَنْ جَمَعَ مَالا مِنْ مَأْثَمٍ فَوَصَلَ بِهِ رَحِمًا أَوْ تَصَدَّقَ بِهِ أَوْ جَاهَدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ جُمِعَ جَمِیعُهُ فَقُذِفَ بِهِ فِی جَهَنَّمَ.
این حدیث نبوی با سندی دیگر از طریق ابوهریره به همین صورت در تاریخ بغداد (ج3، ص460)[2] و تاریخ دمشق لابن عساکر (ج53، ص327)[3] و با سندی دیگر از طریق قاسم بن مخیمرة روایت شده که در این طریق فقط به جای تعبیر «جمع مالا: مالی گردآورد»، تعابیر «أصاب مالا: مالی به او رسید» (الزهد والرقائق (ابن المبارک)، ص221)[4] و «اکتسب مالا: مالی کسب کرد» (المراسیل لأبی داود، ص142)[5] به کار رفته است.
10) الف. از رسول الله ص روایت شده که فرمودند:
تو را شگفتزده نکند کسی که مالی را از راه حرام کسب کرده است؛ زیرا اگر آن را انفاق کند یا صدقه بدهد از او پذیرفته نیست و اگر آن را باقی بگذارد برکتی برایش ندارد و اگر چیزی از آن [بعد از مرگش] باقی بماند توشه وی به سوی جهنم خواهد بود.
مسند أبی داود الطیالسی، ج1، ص245؛ «المعجم الکبیر للطبرانی، ج10، ص107
حدثَنَا أَبُو دَاوُدَ ، قَالَ: حَدَّثَنَا جَعْفَرٌ ، عَنِ النَّضْرِ بْنِ حُمَیْدٍ ، عَنِ الْجَارُودِ . عَنْ أَبِی الْأَحْوَصِ ، عَنْ عَبْدِ اللهِ ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ ص:
... وَلَا یُعْجِبَنَّکَ امْرُؤٌ کَسَبَ مَالًا مِنْ حَرَامٍ، فَإِنَّهُ إِنْ أَنْفَقَهُ أَوْ تَصَدَّقَ بِهِ لَمْ یُقْبَلْ مِنْهُ، وَإِنْ تَرَکَهُ لَمْ یُبَارَکْ لَهُ فِیهِ، وَإِنْ بَقِیَ مِنْهُ شَیْءٌ کَانَ زَادَهُ إِلَى النَّارِ.
ب. شبیه این مضمون با اضافاتی چنین از ایشان روایت شده است:
همانا خداوند بین شما اخلاقتان را تقسیم کرده است همان گونه که روزیهایتان را تقسیم کرده است؛ و همانا خداوند عز و جل دنیا را به کسی که دوست دارد و دوست ندارد میدهد ولی دین را فقط به کسی که دوست دارد میدهد؛ پس کسی که خداوند دین به او داد قطعا او را دوست دارد؛و به کسی که جانم به دست اوست سوگند؛بندهای مسلمان نمیشود تا اینکه دل و زبانش تسلیم شود و ایمان نمیآورد مگر اینکه همسایهاش از «بوائق» وی در امان باشد.
گفتند: یا رسول الله! «بوائق» او چیست؟
فرمودند: شدت عمل و ظلم او؛
و ادامه دادند: و بندهای مالی را از راه حرام به دست نمیآورد که بتواند آن را انفاقی کند که برایش برکتی داشته باشد، و از آن صدقهای نمیدهد که از او پذیرفته شود، و از آن چیزی بعد از خویش باقی نمیگذارد مگر اینکه توشه وی به سوی جهنم خواهد بود. همانا خداوند بدی را با بدی محو نمیکند؛ بلکه بدی را با خوبی محو میکند؛ و همانا چیزی که خبیث باشد نمیتواند چیز خبیث را محو کند.
مسند أحمد، ج6، ص189
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُبَیْدٍ، حَدَّثَنَا أَبَانُ بْنُ إِسْحَاقَ، عَنْ الصَّبَّاحِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُرَّةَ الْهَمْدَانِیِّ، عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ مَسْعُودٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ ص:
إِنَّ اللهَ قَسَمَ بَیْنَکُمْ أَخْلَاقَکُمْ، کَمَا قَسَمَ بَیْنَکُمْ أَرْزَاقَکُمْ، وَإِنَّ اللهَ عز وجل یُعْطِی الدُّنْیَا مَنْ یُحِبُّ وَمَنْ لَا یُحِبُّ، وَلَا یُعْطِی الدِّینَ إِلَّا لِمَنْ أَحَبَّ، فَمَنْ أَعْطَاهُ اللهُ الدِّینَ، فَقَدْ أَحَبَّهُ، وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ، لَا یُسْلِمُ عَبْدٌ حَتَّى یَسْلَمَ قَلْبُهُ وَلِسَانُهُ، وَلَا یُؤْمِنُ حَتَّى یَأْمَنَ جَارُهُ بَوَائِقَهُ.
قَالُوا: وَمَا بَوَائِقُهُ یَا نَبِیَّ اللهِ؟
قَالَ: غَشْمُهُ وَظُلْمُهُ، وَلَا یَکْسِبُ عَبْدٌ مَالًا مِنْ حَرَامٍ، فَیُنْفِقَ مِنْهُ فَیُبَارَکَ لَهُ فِیهِ، وَلَا یَتَصَدَّقُ بِهِ فَیُقْبَلَ مِنْهُ، وَلَا یَتْرُکُ خَلْفَ ظَهْرِهِ إِلَّا کَانَ زَادَهُ إِلَى النَّارِ، إِنَّ اللهَ عز وجل لَا یَمْحُو السَّیِّئَ بِالسَّیِّئِ، وَلَکِنْ یَمْحُو السَّیِّئَ بِالْحَسَنِ، إِنَّ الْخَبِیثَ لَا یَمْحُو الْخَبِیثَ.
11) مالک بن اوس بن حدثان میگوید: در مسجد بودم که ابوذر وارد شد و دو رکعت نماز گذارد. عثمان به او گفت: حال چطور است؟ گفت: خوبم؛ تو چطوری؟ سپس برگشت و سوره «أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرَ» را خواند؛ و وی مردی بود که صدای بلندی داشت و صدایش در مسجد میپیچید. سپس به مردم رو کرد
به او گفتند: حدیثی که از رسول الله ص شنیدهای را برایمان بگو!
گفت: شنیدم رسول الله ص میفرمود: در شتر زکات واجب است و در گوسفند و در گاو و در گندم و نیز در طلا و نقره و سنگ معدنِ آنها؛ و کسی که مالی را جمع کند و در راه خدا و برای بدهکاران و درراهماندگان انفاق نکند داغش را روز قیامت بر او مینهند.
گفتم: ای ابوذر! تقوا پیشه کن و حواست باشد چه میگویی! همانا اموال فراوانی در دست مردم است!
گفت: برادرزاده! اصل و نسبت را بگو. به او گفتم. گفت: تا اجدادت را شناختم. آیا قرآن میخوانی؟
گفتم: بله.
گفت: پس بخوان آیه «کسانی که طلا و نقره انباشت میکنند ... (توبه/34) تا آخر آیه؛ و ادامه داد: و آن را خوب بفهم!
مسند البزار، ج9، ص340
ثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ هَانِئٍ، قَالَ: نَا أَبُو عَاصِمٍ، عَنْ مُوسَى بْنِ عُبَیْدَةَ، عَنْ عِمْرَانَ بْنِ أَبِی أَنَسٍ، عَنْ مَالِکِ بْنِ أَوْسِ بْنِ الْحَدَثَانِ، قَالَ: کُنْتُ فِی الْمَسْجِدِ فَدَخَلَ أَبُو ذَرٍّ الْمَسْجِدَ فَصَلَّى رَکْعَتَیْنِ عِنْدَ سَارِیَةِ، فَقَالَ لَهُ عُثْمَانُ کَیْفَ أَنْتَ؟ قَالَ: بِخَیْرٍ، کَیْفَ أَنْتَ؟ ثُمَّ وَلَّى وَاسْتَفْتَحَ «أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرَ» وَکَانَ رَجُلًا صُلْبَ الصَّوْتِ فَرَفَعَ صَوْتَهُ فَارْتَجَّ الْمَسْجِدُ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى النَّاسِ.
فَقُلْتُ: یَا أَبَا ذَرٍّ، أَوْ قَالَ لَهُ النَّاسُ: حَدِّثْنَا حَدِیثًا سَمِعْتُهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص؟
فَقَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ: «فِی الْإِبِلِ صَدَقَتُهَا، وَفِی الْغَنَمِ صَدَقَتُهَا» قَالَ أَبُو عَاصِمٍ: وَأَظُنُّهُ، قَالَ: «فِی الْبَقَرِ صَدَقَتُهَا، وَفِی الْبُرِّ صَدَقَتُهُ، وَفِی الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالتِّبْرِ صَدَقَتُهُ، وَمَنْ جَمَعَ مَالًا فَلَمْ یُنْفِقْهُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ، وَفِی الْغَارِمِینَ وَابْنِ السَّبِیلِ کَانَ کَیَّةً عَلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ»
قُلْتُ: یَا أَبَا ذَرٍّ، اتَّقِ اللَّهَ وَانْظُرْ مَا تَقُولُ، فَإِنَّ النَّاسَ قَدْ کَثُرَتِ الْأَمْوَالُ فِی أَیْدِیهِمْ.
قَالَ: ابْن أَخِی انْتَسِبْ لِی. فَانْتَسَبْتُ لَهُ. فَقَالَ: قَدْ عَرَفْتُ نَسَبَکَ الْأَکْبَرَ؛ أَفَتَقْرَأُ الْقُرْآنَ؟
قُلْتُ: نَعَمْ.
قَالَ: فَاقْرَأْ «وَالَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ» (توبة/34) إِلَى آخِرِ الْآیَةِ، قَالَ: فَافْقَهْ إِذًا.
12) حدیثی نبوی با عبارات مختلف هرچند بدون سند در منابع مختلف اهل سنت روایت شده است که چون مضمون آن، شرح آیات و احادیث متعددی است که دلالت دارند «فى حلالها حساب، و فى حرامها عقاب»[6]، در اینجا تقدیم میشود. روایت شده که رسول الله ص فرمودند:
افراد ثروتمند در روز قیامت چهارگونه محشور میشوند:
کسی که مالی را از راه حرام جمع کرده و در راه حرام خرج کرده است که گفته میشود او را به جهنم ببرید.
و کسی که مالی را از راه حرام جمع کرده و در راه حلال خرج کرده است که گفته میشود او را به جهنم ببرید.
و کسی که مالی را از راه حلال جمع کرده و در راه حرام خرج کرده است که گفته میشود او را به جهنم ببرید.
و کسی که مالی را از راه حلال جمع کرده و در راه حلال خرج کرده است که گفته میشود: او را نگه دارید و بپرسید که شاید به سبب ثروتش برخی از آنچه بر وی واجب کردیم را ضایع کرده یا در نمازش یا وضویش یا سجودش یا خشوعش کم گذاشته یا چیزی از واجباتی همچون زکات و حج را فروگذار نموده است.
وی میگوید: من این مال را از راه حلال جمع کردم و در راه حلال خرج کردم و هیچیک از واجباتم را فروگذار نکردم بلکه همه را با تمامیتشان انجام دادم.
گفته میشود: شاید با آن مباهات کردهای و با پوشیدن لباسهای فاخر تفاخر کردهای؟
میگوید: پروردگارا! نه با اموالم به کسی مباهات کردم و نه با پوشیدن لباسها تفاخری کردم.
گفته میشود: شاید در خصوص صله رحمی که بر گردنت گذاشتهایم ویا حق همسایه و نیازمندان کمکاری کرده باشی و یا در مقدم و موخر داشتن و کسی را برتری دادن و به اندازه دادن کوتاهیای کرده باشی؛ و آنان وی را احاطه کنند و بگویند: پروردگارا! وی را در جلوی ما ثروتمند گرداندنی و ما را به وی نیازمند ساختی ولی وی در حق ما کوتاهی ورزید.
پس اگر کوتاهی کردن وی اثبات شود به سوی جهنم روانهاش کنند؛ وگرنه به وی گفته شود: الان شکر هر نعمت و هر نوشیدنی و هر خوردنی و هر لذتی را که بهره بردهای را بیاور.
و همین طور پشت سر هم از او سوال میشود و سوال میشود.
طبقات الشافعیة الکبرى (للسبکی)، ج6، ص263-264؛ إحیاء علوم الدین، ج3، ص269؛ تفسیر روح البیان، ج3، ص132[7]؛ موارد الظمآن لدروس الزمان، ج3، ص48
وَقد قَالَ نَبیا ص:
یحْشر الْأَغْنِیَاء یَوْم الْقِیَامَة أَربع فرق:
رجل جمع مَالا من حرَام وأنفقه فِی حرَام فَیُقَال: اذْهَبُوا بِهِ إِلَى النَّار؛
وَرجل جمع مَال من حرَام وأنفقه فِی حَلَال فَیُقَال: اذْهَبُوا بِهِ إِلَى النَّار؛
وَرجل جمع مَالا من حَلَال وأنفقه فِی حرَام فَیُقَال: اذْهَبُوا بِهِ إِلَى النَّار؛
وَرجل جمع مَالا من حَلَال وأنفقه فِی حَلَال فَیُقَال: قفوا هَذَا واسألوه لَعَلَّه ضیع بِسَبَب غناهُ فِیمَا فرضناه عَلَیْهِ أوقصر فِی صلَاته أَو فِی وضوئها أَو فِی سجودها أَو خشوعها أَو ضیع شَیْئا من فرض الزَّکَاة وَالْحج.
فَیَقُول الرجل: جمعت المَال من حَلَال وأنفقته فِی حَلَال وَمَا صنیعت شَیْئا من حُدُود الْفَرَائِض بل أتیتها بِتَمَامِهَا.
فیقال: لَعَلَّک باهیت واختلت فِی شَیْء من ثِیَابک فَیَقُول یارب مَا باهیت بِمَالی وَلَا اختلت فِی ثِیَابِی.
فَیُقَال: لَعَلَّک فرطت فِیمَا أمرناک من صلَة الرَّحِم وَحقّ الْجِیرَان وَالْمَسَاکِین وَقصرت فِی التَّقْدِیم وَالتَّأْخِیر والتفضیل وَالتَّعْدِیل؛ ویحیط هَؤُلَاءِ بِهِ فَیَقُولُونَ: رَبنَا أغنیته بَین أظهرنَا وأحوجتنا إِلَیْهِ فقصر فِی حَقنا.
فَإِن ظهر تَقْصِیر ذهب بِهِ إِلَى النَّار، وَإِلَّا قیل لَهُ: قف هَات الْآن شکر کل نعْمَة وکل شربة وکل أَکلَة وکل لَذَّة.
فَلَا یزَال یسْأَل وَیسْأل.
تدبر
1) «الَّذی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ»
وای بر کسی که مالی را گردآوری میکند و دائم آن را شمارش میکند؛ این کارش چنان وی را از انسانیت به زیر میکشد و از روابط انسانی با دیگران بازمیدارد که از وی یک انسان عیبجوی طعنه زن میسازد. انسانی که دنیا و اعتبارات دنیوی را مدار اصلی حیات خویش قرار دهد از آنجا که دنیا دار تزاحم است، بناچار در ارتباط با دیگران عرصه زندگی خود را عرصه تنازع بقا می بیند و لذا مبنای مواجههاش با دیگران بدر کردن همگان از میدان است که عرصه برای او باز شود.
2) «الَّذی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ»
چنانکه در اختلاف قراءات اشاره شد این آیه هم به صورت «جَمَعَ مالاً» قرائت شده که اشاره دارد به کثرت گردآوری اموال توسط وی؛ و هم به صورت «جَمَّعَ مالاً» که اشاره دارد بر اینکه گردآوری اموالش را از هر راهی (اینجا و آنجا) انجام میدهد و تمام زمانهای عمرش (پیاپی) به جمع اموال مشغول است. البته برخی توضیح دادهاند که آوردن تعبیر نکره برای «مال» به نحوی تحقیر مال است زیرا مال هرچقدر زیاد هم که باشد صاحبش را بی نیاز نخواهد کرد و او فقط در حد حوایج طبیعی دنیوی از آن میتواند بهره برگیرد (المیزان، ج20، ص359[8]).
3) «الَّذی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ»
چرا فرمود «مالا» و نفرمود «اموالا». با اینکه نه فقط اقتضای جمع کردن و روی هم انباشت کردن، بلکه اقتضای شمارش کردن، تکثر است؟
الف. شاید میخواهد اشاره کرد که کل این اموالش چنان به جان او گره خورده که همان طور که یک جان دارد کل اموالش را همچون یک مال (یک علت مبقیه) برای این جان می بیند، بهویژه که در آیه بعد اشاره میکند که گمان میکند این مال است که او را جاودانه میدارد.
ب. شاید از باب تحقیر است، بهویژه که به صورت نکره آمده است؛ یعنی با اینکه او داسما در حال انباشت و شمارش اموالش است اما یک مال اندکی بیش نیست.
ج. ...
4) «الَّذی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ»
درباره تعبیر «عدده» در این آیه،
چنانکه در اختلاف قراءات اشاره شد هم به صورت «عَدَّدَهُ» قرائت شده که معنایش ناظر به شمارش است، گویی آنچه مذمت میشود شمردن مکرر این اموال است که همچون یک دلخوشیای برایش شده است؛
و هم به صورت «عَدَدَهُ» که معنایش ناظر به اصل ثبت و ضبط کردن تعداد اموالش است؛ یعنی آنچه مذمت میشود آن است که حساب ذره ذره اموالش را دارد و این اموالش گویی به جان او بسته است.
علاوه بر این ماده «عدد» در خصوص «إعداد» (به معنای آمادهسازی) هم به کار رفته است؛ که برخی از مفسران قدیمی آن را در این آیه در همین معنا دانستهاند (در تفسیر القمی، ج2، ص441، تعبیر «الَّذی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ» به صورت «أَعَدَّهُ وَ وَضَعَه» (آن را آماده کرد و [در جایی] نهاد) تفسیر شده است و علامه طباطبایی هم این را به عنوان یک قیل مطرح کرده است؛ ر.ک: المیزان، ج20، ص359[9]). این معنا تناسبی دارد با آیه بعدی؛ یعنی او مالی را گرد میآورد و آن را آماده میکند و گمان میکند با آماده کردن این اموال میتواند زندگی همیشگی در دنیا را داشته باشد. در این صورت، این آیه اشارهای است به این واقعیت بسیار مهم، که انسان بقدری زندگی خود را در گروی داشتن اموال میداند که میپندارد با تدارک دیدن و انباشت اموال، مهمترین زمینه برای بقای همیشگیاش تأمین میشود؛ و از این روست اینکه جدی گرفتن وجود مرگ (به عنوان یک حادثه قطعی و غیرقابل انکار، که به هیچ عنوان با مال و ثروت نمیتوان بر آن غلبه کرد) از مهمترین عواملی است که مانع این نحوه پولپرستی میشود.
[1] . ا أَبُو الْعَبَّاسِ مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ، ثنا بَحْرُ بْنُ نَصْرٍ، ثنا ابْنُ وَهْبٍ، عَنْ عَمْرِو بْنِ الْحَارِثِ، عَنْ دَرَّاجٍ أَبِی السَّمْحِ، عَنِ ابْنِ حُجَیْرَةَ الْأَکْبَرِ الْخَوْلَانِیِّ، عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص، قَالَ: «إِذَا أَدَّیْتَ الزَّکَاةَ فَقَدْ قَضَیْتَ مَا عَلَیْکَ، وَمَنْ جَمَعَ مَالًا حَرَامًا، ثُمَّ تَصَدَّقَ بِهِ لَمْ یَکُنْ لَهُ فِیهِ أَجْرٌ، وَکَانَ إِصْرُهُ عَلَیْهِ.
[2] . أخبرنی الأزهری، قال: حدثنا أحمد بن إبراهیم البزاز، قال: حدثنا محمد بن عبد الله الأشنانی، قال: حدثنا یحیى بن معین، قال: حدثنا الأسود بن عامر، قال: حدثنا شریک، عن الأعمش، عن المنهال بن عمرو، عن عبادة بن عبد الله الأسدی، کذا قال عن سلیمان بن یسار، عن أبی هریرة، عن النبی ص قال: من جمع مالا من مأثم، فوصل به رحما أو تصدق منه أو جاهد فی سبیل الله جمع جمیعا، فقذف به فی جهنم.
[3] . خبرنا أبو القاسم النسیب وأبو الحسن المالکی قالا حدثنا و أبو منصور بن خیرون المقرئ أنبانا أبو بکر الخطیب ...
[4] . خْبَرَکُمْ عُمَرَ بْنُ حَیَوَیْهِ، وَأَبُو بَکْرٍ الْوَرَّاقُ قَالَا: أَخْبَرَنَا قَالَ: حَدَّثَنَا الْحُسَیْنُ قَالَ: أَخْبَرَنَا ابْنُ الْمُبَارَکِ قَالَ: أَخْبَرَنَا الْأَوْزَاعِیُّ، عَنْ مُوسَى بْنِ سُلَیْمَانَ أَنَّهُ سَمِعَ الْقَاسِمَ بْنَ الْمُخَیْمِرَةِ یَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مَنْ أَصَابَ مَالًا مِنْ مَأْثَمٍ فَوَصَلَ بِهِ رَحِمًا، أَوْ تَصَدَّقَ بِهِ، أَوْ أَنْفَقَهُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ، جُمِعَ ذَلِکَ جَمِیعًا، ثُمَّ قُذِفَ بِهِ فِی جَهَنَّمَ
[5][5] . حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَوْفٍ الطَّائِیُّ، حَدَّثَنَا أَبُو الْمُغِیرَةِ، حَدَّثَنَا الْأَوْزَاعِیُّ، حَدَّثَنِی مُوسَى بْنُ سُلَیْمَانَ، سَمِعْتُ الْقَاسِمَ بْنَ مُخَیْمِرَةَ یَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مَنِ اکْتَسَبَ مَالًا مِنْ مَأْثَمٍ، فَوَصَلَ بِهِ رَحِمًا أَوْ تَصَدَّقَ بِهِ أَوْ أَنْفَقَهُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ جُمِعَ ذَلِکَ جَمْعًا، فَقُذِفَ بِهِ فِی جَهَنَّمَ
[6]. متن کامل این حدیث قبلا در جلسه 1090 حدیث7 https://yekaye.ir/ababsa-80-05/ گذشت.
[7] . «فى الحدیث یؤتى بالرجل یوم القیامة وقد جمع مالا من حرام وأنفقه فى حرام فیقال اذهبوا به الى النار ویؤتى بالرجل قد جمع مالا من حلال وأنفقه فى حلال فیقال له قف لعلک فرطت فى هذا فى شىء مما فرض علیک من صلاة لم تصلها لوقتها او فرطت فى رکوعها وسجودها ووضوئها فیقول لا یا رب کسبت من حلال وأنفقت فى حلال ولم أضیع شیأ مما فرضت فیقال لعلک اختلت فى هذا المال فى شىء من مرکب او ثوب باهیت به فقال لا یا رب لم اختل ولم أباه فى شىء فیقال لعلک منعت حق أحد امرتک ان تعظیه من ذوى القربى والیتامى والمساکین وابن السبیل فیقول لا یا رب کسبت من حلال وأنفقت فى حلال ولم أضیع شیأ مما فرضت علىّ ولم اختل ولم أباه ولم أضیع حق أحد أمرتنی ان أعطیه قال فجیىء باولئک فیخاصمونه فیقولون یا رب أعطیته وجعلته بین أظهرنا وأمرته ان یعطینا فانه أعطانا وما ضیع شیأ من الفرائض ولم یختل فى شىء فیقال قف الآن هات شکر نعمة أنعمتها علیک فى أکلة او شربة او لذة فلا یزال یسأل.
[8] . قوله تعالى: «الَّذِی جَمَعَ مالًا وَ عَدَّدَهُ یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ» بیان لهمزة لمزة و تنکیر «مالًا» للتحقیر فإن المال و إن کثر ما کثر لا یغنی عن صاحبه شیئا غیر أن له منه ما یصرفه فی حوائج نفسه الطبیعیة من أکلة تشبعه و شربة ماء ترویه و نحو ذلک و «عَدَّدَهُ» من العد بمعنى الإحصاء أی أنه لحبه المال و شغفه بجمعه یجمع المال و یعده عدا بعد عد التذاذا بتکثره.
[9] . و قیل: المعنى جعله عدة و ذخرا لنوائب الدهر.