سفارش تبلیغ
صبا

791) سوره یس (36) آیه43 وَ إِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلا صَریخَ

 بسم الله الرحمن الرحیم

791) سوره یس (36) آیه43

وَ إِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلا صَریخَ لَهُمْ وَ لا هُمْ ینْقَذُونَ  

 25 شوال 1439

ترجمه

اگر بخواهیم آنان را غرق ‌کنیم، پس نه فریادرسی برایشان باشد، و نه آنان نجات داده شوند؛

شهادت امام جعفر صادق ع تسلیت باد

به منبر میرود دریا، به سویش گام بردارید                هلا! اسلام را از چشمه اسلام بردارید

مبادا از قلمها جابیفتد واژهای اینک                       که بر منبر قدح کج کرده ساقی جام بردارید

سَلونی را هدر کردند روزی مردمان، امروز               بپرسیدش! از اسرار جهان ابهام بردارید

الا ای شاعران! چشمان او آرایه وحی است              برای ما از آن باران کمی الهام بردارید

نسیم صبح صادق میوزد از گیسوی صادق                از آن مضمون پیچیده جناس تام بردارید

به فرزندان، به اهل خانه، جز ایشان، که می‌گوید؟       «غلام خسته‌ام خفته! قدم آرام بردارید»

اگر فرمان او باشد، نباید پلک برهم زد                    به سوی شعله چون هارون مکّی گام بردارید

رُویَّ عَن امامِ جعفر الصّادق لَه الرّحمَه...                  به جز احکام او چشم از همه احکام بردارید ...

شاعر: سید حمید رضا برقعی

اختلاف قرائت

اغلب کلمه «نغرق» را از باب افعال خوانده‌اند (نُغْرِقْهُمْ) اما از حسن قرائت آن از باب تفعیل (نُغَرِّقْهُمْ) روایت شده است. (البحر المحیط، ج‏9، ص71)

نکات ادبی

صَریخَ

قبلا بیان شد که ماده «صرخ» در اصل به صدای بلند دلالت می‌کند و برخی تاکید کرده‌اند که صدایی است که برای درخواست کمک بلند می‌شود و تفاوتش با یاری گرفتن (معونة و غواث) در همین است که درخواست کمک با فریاد و صدای بلند همراه است.

«مُصرِخ» (ما أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِیَّ؛ ابراهیم/22) به معنای «فریادرس» است و «صریخ» (وَ إِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلا صَریخَ لَهُم؛ یس/43) هم به همان معناست، و در خصوص کسی به کار می‌رود که در شدتها و تنگناها نزد او به فریادرسی می‌روند.

جلسه 737 http://yekaye.ir/al-fater-35-37/

ینْقَذُونَ

در بحث از آیه 23 همین سوره اشاره شد که ماده «نقذ» دلالت دارد بر نجات دادن و خلاص کردن از ورطه و از محیط شر و بلا و درباره تفاوت «نقذ» با کلمات متشابه نیز توضیحاتی ارائه شد.

جلسه 770 http://yekaye.ir/ya-seen-36-23/

حدیث

1) امام صادق ع از رسول الله روایتی را نقل کرده‌اند که برخی از اموری که خداوند انسانها را از ورود در آن برحذر داشته را برمی‌شمرند. یکی از آنها این است که:

همانا خداوند تبارک و تعالی برای شما خوش نداشت که در هنگام طوفان بر کشتی سوار شوید.

الأمالی( للصدوق)، ص302

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَکِّلِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ هَاشِمٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْحَسَنِ الْقُرَشِیِّ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْبَصْرِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ زَیْدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى کَرِهَ لَکُمْ ... رُکُوبَ الْبَحْرِ فِی هَیَجَانِه‏.

 

2) از چندین تن از ائمه اطهار روایتی نقل شده است که حضرت امیرالمومنین ع در یک مجلس چهارصد باب از آنچه دین و دنیای انسان مسلمان را آباد می‌کند، به برخی از اصحابش آموخت. قبلا فرازهایی از این روایت قبلا گذشت[1]، در یکی از فرازها می‌فرمایند:

هریک از شما که از غرق شدن می‌ترسد این را بخواند:

«بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَحِیمٌ» بِسْمِ اللَّهِ الْمَلِکِ الْحَقِّ «ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا یُشْرِکُون‏»

«به نام خداست روان‏شدنش و لنگر انداختنش، بى گمان پروردگار من آمرزنده مهربان است» (هود/41) به نام خداوندی که پادشاه بحق است «خدا را آن چنان که باید نشناخته‏اند، و حال آنکه زمین یکسره در قبضه [قدرت‏] اوست در روز قیامت، و آسمانها درپیچیده به دست اوست؛ او منزّه است و برتر است از آنچه [با وى‏] شریک مى‏گردانند.» (زمر/67)

الخصال، ج‏2، ص619

حَدَّثَنَا أَبِی رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ عِیسَى بْنِ عُبَیْدٍ الْیَقْطِینِیُّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ یَحْیَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ جَدِّی عَنْ‏ آبَائِهِ ع أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِی مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا یُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِی دِینِهِ وَ دُنْیَاهُ قَالَ ع‏ ...

مَنْ خَافَ مِنْکُمُ الْغَرَقَ فَلْیَقْرَأْ «بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَحِیمٌ» بِسْمِ اللَّهِ الْمَلِکِ الْحَقِّ «ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا یُشْرِکُون‏»

 

3) حدیثی طولانی از امام کاظم ع خطاب به هشام بن حکم روایت شده است. در فرازی از آن آمده:

هشام! همانا لقمان به فرزندش گفت: در برابر حق تواضع داشته باش تا عاقلترین مردم باشی؛ و همانا زیرک در پیشگاه حق، رام است.

فرزندم! همانا دنیا دریایی عمیق است که عالَم فراوانی در آن غرق شده، پس کشتی تو در آن تقوای الهی باشد و دیوارش ایمان و بادبانش توکل و ناخدایش عقل و قطب‌نمایش علم و سُکّانش صبر.

الکافی، ج‏1، ص16

أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ قَالَ قَالَ لِی أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع‏

... یَا هِشَامُ إِنَّ لُقْمَانَ قَالَ لِابْنِهِ تَوَاضَعْ لِلْحَقِّ تَکُنْ أَعْقَلَ النَّاسِ وَ إِنَّ الْکَیِّسَ لَدَى الْحَقِّ یَسِیرٌ یَا بُنَیَّ إِنَّ الدُّنْیَا بَحْرٌ عَمِیقٌ قَدْ غَرِقَ فِیهَا عَالَمٌ کَثِیرٌ فَلْتَکُنْ سَفِینَتُکَ فِیهَا تَقْوَى اللَّهِ وَ حَشْوُهَا الْإِیمَانَ وَ شِرَاعُهَا التَّوَکُّلَ وَ قَیِّمُهَا الْعَقْلَ وَ دَلِیلُهَا الْعِلْمَ وَ سُکَّانُهَا الصَّبْر.

 تدبر

1) «وَ إِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلا صَریخَ لَهُمْ وَ لا هُمْ ینْقَذُونَ»

امور عالم کاملا به دست خداست: اگر ما در نعمت به سر می‌بریم و در وضعیت ایمن می‌باشیم، این گونه نیست که این وضعیت همواره برقرار باشد؛

اگر خدا بخواهد می‌تواند همین وضعیت ایمن را عرصه غرق شدن و هلاکت ما قرار دهد؛

و اگر مشیت او بر این تعلق گیرد، هیچکس را یارای کمک به ما نباشد.

 

2) «وَ إِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ»

از اینکه فرمود «اگر بخواهیم» می‌توان فهمید که «هنوز نخواسته‌ است»؛

یعنی این خطاب در وضعیتی است که هنوز شخص در نعمت است؛

پس، سزاوار است که انسان در حال نعمت، خود را از عذاب و انتقام الهی ایمن نبیند. (مفاتیح الغیب (فخر رازی) ج26، ص285)

 

3) «فَلا صَریخَ لَهُمْ وَ لا هُمْ ینْقَذُونَ»

نه فریادرسی برایشان باشد، و نه آنان نجات داده شوند؛

مقصود از این دوگانه چیست و دومی چه فرقی با اولی دارد؟

الف. یکی از زاویه دیگران است و دیگری از زاویه خودشان؛ یعنی در برابر مشیت خداوند، نه فریادرسى می‌ماند که به فریادشان برسد؛ و نه خودشان توانایی و امکانی برای نجات خویش می‌یابند.

ب. نجات از عذاب، یا به این است که اساساً مانع وقوع عذاب شوند (دفع عذاب) و یا به این که بعد از وقوع، آنان را نجات دهند (رفع عذاب)؛ جمله اول ناظر به دفع عذاب است و جمله دوم ناظر به رفع عذاب؛ و با این بیان، هرگونه راه نجات را مسدود اعلام می‌کند. (مفاتیح الغیب، ج26، ص286)

ج. ...

 

4) «فَلا صَریخَ لَهُمْ وَ لا هُمْ ینْقَذُونَ»

نه فریادرسی برایشان باشد، و نه آنان نجات داده شوند؛

چرا جمله اول را با «اسم فاعل» (صریخ) آورد و جمله دوم را با فعل (ینقذون) و هر دو را اسم فاعل یا فعل نیاورد؟ (نفرمود: لا صریخ لهم و لا مُنقِذَ لهم» و یا «لا هم یُصرَخون و لا هم یُنقَذون»)؟

الف. کسی که می‌خواهد به کمک دیگران اقدام کند، ابتدا می‌نگرد که آیا اصلا امکان و توانایی کمک کردن دارد؛ و اگر دید هیچ امکانی ندارد اصلا وارد نمی‌شود و آبروی خود را نمی‌برد؛ پس هیچ فریادرسی برای کمک به آنها نمی‌آید (لذا نفی «فاعل» کرد که اصلا فاعلی نخواهد بود که کاری کند)؛ اما کسی که در معرض هلاکت است هرچند هیچ امیدی هم به نجات نداشته باشد، هر کاری انجام می‌دهد و هر دست و پایی می‌زند (لذا نفی «فعل» کرد یعنی فاعل (= کسی که می‌خواهد خود را نجات دهد) در کار هست؛ اما هر تقلایی هم که بکنند سودی ندارد) (اقتباس از مفاتیح الغیب، ج26، ص286)[2]

ب. ...

 

 


[1] . جلسه90، حدیث3 http://yekaye.ir/hud-001-113/

جلسه 246، حدیث1 http://yekaye.ir/al-aaraf-7-26/

جلسه294، حدیث3 http://yekaye.ir/al-maaarij-70-23/

جلسه 337، حدیث2 http://yekaye.ir/al-balad-90-8/

جلسه388، حدیث5 http://yekaye.ir/al-qiyamah-75-30/

جلسه 466، حدیث3 http://yekaye.ir/al-muzzammil-73-20/

جلسه 637، پاورقی 6 http://yekaye.ir/al-kahf-18-56/

جلسه 649، پاورقی 3 http://yekaye.ir/al-kahf-18-68/

جلسه 655، حدیث3 http://yekaye.ir/al-kahf-18-74/

چلسه 766، حدیث2 http://yekaye.ir/ya-seen-36-19/

[2] . عبارت فخر چنین است:

 فیه فائدة أخرى غیر الحصر و هی أنه تعالى قال لا صریخ لهم و لم یقل و لا منقذ لهم و ذلک لأن من لا یکون من شأنه أن ینصر لا یشرع فی النصرة مخافة أن یغلب و یذهب ماء وجهه، و إنما ینصر و یغیث من یکون من شأنه أن یغیث فقال لا صریخ لهم، و أما من لا یکون من شأنه أن ینقذ إذا رأى من یعز علیه فی ضر یشرع فی الإنقاذ، و إن لم یثق بنفسه فی الإنقاذ و لا یغلب على ظنه. و إنما یبذل المجهود فقال: وَ لا هُمْ یُنْقَذُونَ و لم یقل و لا منقذ لهم.